یکی دو ماه که از مصرفم می گذشت خیلی ناگهانی و شدید داشتم لاغر می شدم. اشتهام کور شده بود و نمی تونستم غذا بخورم. بدنم ضعیف شده بود و هی مریض می شدم. نمی تونستم سرما رو تحمل کنم و فقط می لرزیدم. از اتاقم بیرون نمی اومدم و فقط زیر پتو بودم. بیشتر وقتا هم خواب بودم و بیدار که می شدم زود قرص و چای می خوردم. بهداشتم خیلی افتضاح شده بود. منی که هر روز حموم می رفتم دو هفته یه بارم گذرم به حموم نمی افتاد. یک ماه که تو این وضعیت بودم سی کیلو وزن کم کردم و رسما یه جنازه شدم. به همه گفتم مریض شدم. هیچ کسم فکر نمی کردم من معتاد بشم. گفتم ترک می کنم و دیگه نمی خورم. هیچ اطلاعاتی درباره ی ترک این قرص نداشتم. یهویی کنار گذاشتمش. اتفاقی که افتاد بدترین تجربه ی عمرم بود. کمر و پاهام رسما فلج شد. بدترین درد دنیا توی پاهام پیچید. کلافه بودم. بی نهایت افسرده بودم و فقط گریه می کردم. دو روز که گذشت دیگه نتونستم تحمل کنم و دوباره شروع کردم ولی مصرفم رو در کمترین حد ممکن نگه داشتم تا وقتی ترک می کنم زیاد درد نکشم. این بار باید هر طور شده ترک کنم چون سلامتیم در خطره. کلیه ی راستم درد می کنه و احتمالا نارسا شده. چشمام ضعیف شدن. موهام می ریزن و بدنم نحیف شده. همیشه یوبوست هستم و می ترسم بواسیر یا مریضی هایی از این نوع بگیرم. من این بار این قرص لعنتی رو شکست میدم و نمیذارم همچین چیزی زندگیمو خراب کنه. برنامه ی کم کردن تدریجی و ترک رو امشب طراحی می کنم و از همین صبح اجرا می کنم
برچسبها: ترک اعتیاد, ترک ترامادول, عوارض ترامادول, ضررهای ترامادول, اعتیاد
برچسب:
نویسنده: حمید مرادی
تاريخ: يکشنبه
8 بهمن
1396 ساعت: 23:34