خرید بک لینک
اعتراف به اعتیاد خیلی سخته. حتی اونی که بیست ساله اعتیاد داره هم ازش بپرسی میگه من معتاد نیستم فقط گاهی مصرف می کنم. بذارید از اولش تعریف کنم. یه سال پیش بود که شدیدا افسرده بودم و قصد خودکشی داشتم. واقعا نمی تونستم با این حد از افسردگی و بدخوابی کنار بیام. با کلی درد زندگی می کردم که دکترا نمی تونستن درمانش کنن کل بدنم سست بود و درد می کرد که دلیلشم همین بدخوابی و افسردگی بود. برای خودکشی زمان تعیین کردم و یه سری کارهارم نوشتم تا روزای آخر انجام بدم. وصیتمو نوشتم و با آدماس نزدیکم آخرین صحبتامو کردم ولی بهشون نگفتم می خوام خودکشی کنم. هر چقدر به روز موعود نزدیک تر می شدم نا امید تر می شدم و دردم هم بیشتر می شد. آخرین روزا به خودم گفتم چند روز آخرو مواد مصرف می کنم تا حس بهتری بمیرم من که دیگه چیزی از دست نمیدم. اصلا اهل این چیزا نبودم. رفتم پارک مواد فروش پیدا کنم ولی نمی تونستم. تنها چیزی که تونستم پیدا کنم ترامادول بود که از یه دکه گیر آوردم. اولین قرصی که خوردم اصلا یادم نمیره. یه لحظه تمام دردی که چندین سال بود ولم نمی کرد از بین رفت یکم بعدش هم افتادم مث یه بچه خوابیدم. منی که همیشه سه چهار ساعت طول می کشید خوابم یبره یهو خوابم برده بود. انگار بدنم می خواست عوض تمام بی خوابی هامو با این خواب جبران کنه. صبح اول وقت با انرژی پا شدم. نه خبری از افسردگی بود نه دردای همیشگی نه خواب آلودی. می دونستم لین تاثیر موقته و خیلیا باهاش گول خوردن و معتاد شدن ولی برای منی که تو یه قدمی خودکشی بودم چه فرقی می کرد؟ جمله ای که اون روز تو دفتر خاطراتم نوشتم هیچ وقت یادم نمیره. نوشتم این ماده افسردگی من رو تسکین داد. من با آگاهی از عواقبش انتخابش می کنم چون ترجیح میدم یه معتاد غیر افسرده یاشم تا یه آدم غیر معتاد افسرده. من حاضر بودم بمیرم ولی افسرده نیاشم. یه مدت با ترامادول سپری کردم و خودکشی رو هم بیخیال شدم و حالم بهتر شد ولی افسوس که زمان زیادی طول نکشید. بدنم به دارو عادت کرد و مجبور شدم مصرفو بیشتر کنم. دیگه هم مثل قبل سرحالم نمی کرد که هیچ خیلی هم سست و بی حال و بی اشتهام می کرد. به اون دورانی که مواد حالتو خوب می کنه دوران طلایی میگن ولی وقتی این دوران تموم بشه تازه می فهمی اعتیاد یلنی چی. من مثل خیلیا نیستم بگم ترامادول مث بقیه موادا نیس و خودمو گول بزنم و خوشحالم که زود اینو فهمیدم. الان تقریبا شیش ماهه که کاملا از این دارو متنفر شدم و می خوام ترکش کنم. راستش چند بارم تلاش کردم ولی موفق نشدم. خیلی تحقیق کردم که به راحت ترین و علمی ترین شکل ممکن ترک کنم. از امروز شروع می کنم و خیلی دوس دارم از شراین دارو خلاص شم. وقتی ترک کردم یه فکر بهتر برای افسردگیم هم می کنم. هیچ کس تو دنیا نمی دونه که من معتادم. این که اینجا حرفامو می نویسم خیلی احساس سبکی میده بهم.
برچسبها: اعتیاد, ترامادول, مواد مخدر, ترک ترامادول, سوی مصرف دارو

برچسب: نویسنده: حمید مرادی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 23:34

صفحه بندی